Skip Navigation Links / خانه / یادداشت ها / روز شمار خاطرات حج (17) – فرصتی دیگر
1393/07/01
روز شمار خاطرات حج (17) – فرصتی دیگر

پنج شنبه، 27 ذی القعده، 11 مهر 1392

 

ساعت 9:30 که می شود در سالن اجتماعات هستیم برای اجرا در همایشی دیگر؛ همایش «اهل بیت» علیهم السلام. موضوع همایش «تعالیم أهل البیت و دورها في تحقیق الوحدة والقوة والعزة» است! از پَنل نشین ها آیت الله هادوی را می شناسیم و آیت الله دری نجف آبادی را. این ها ظاهرا عضو هیئت علمی بعثه هستند. آقای هادوی با برادرش شباهت زیادی دارد. برادرش را قبلا در مسکو دیده بودیم؛ دکتر حمید هادوی رئیس مؤسسه مطالعات اسلامی مسکو است.

رؤسای بعثه ایران و عراق هم هستند، در کنار مسلمانان دوستدار اهل بیت از کشورهای مختلف. هر دو سخن رانی می کنند. یک مبتهل عراقی هم برنامه اجرا می کند. برنامه ما یکی از آخرین برنامه هاست. کم کم به اذان نزدیک می شویم که آقای هادوی از ما برای اجرا دعوت می کند. اینجا دیگر هیچ عذر و مصلحتی برای نخواندن مدح اهل بیت در کار نیست. با صدای بلند مدح اولیاء خدا را می خوانیم. دکتر مصطفوی رئیس پیشین سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که آن جلو نشسته استقبال گرمی از اجرایمان می کند، گرم تر از بقیه. ای کاش همه بالانشین ها مثل او باشند و ابراز احساسات را برای خود کسر شأن ندانند!

همایش بی همایش!

برنامه عصر اما داستان دیگری دارد! بنا بود ساعت 15 در سالن اجتماعات همایش تقریب مذاهب اسلامی برگزار شود. احمد کمی زودتر پایین می رود تا از ساعت اجرا اطلاع حاصل کند، ولی هیچ خبری نیست. فقط مسئول سمعی بصری در حال آماده سازی سیستم صوتی است و می گوید قاعدتا همایش باید طبق برنامه برگزار شود، شاید با نیم ساعت تأخیر. نیم ساعت بعد هم داستان همین گونه است. و بالاخره ساعت 16 سرانجام آقای وحیدی فر می گوید چون اکثر مهمانان به مکه رفته اند همایش لغو شده. می گوید به حاج بهزاد اطلاع داده ولی حاج بهزاد روحش هم خبردار نیست!

حاج محمدرضا پورزرگری هم که قاری همایش بوده حسابی از این وضع شاکی است و می گوید چند بار رفته سالن و برگشته به اتاق تا بالاخره خبر دار شده همایشی در کار نیست. این اولین اتفاق اینگونه ای تا به حال بوده. پیش می آید!

فرصتی دیگر

دوباره شب جمعه است و فرصتی دیگر برای خواندن دعای کمیل در بین الحرمین مدینه. حس خوبی است که باز هم می توانی در این مراسم حضور پیدا می کنی. اوضاع اطراف حرم مثل هفته قبل است. راه را بسته اند و بازرسی بدنی می کنند.

تلاوت آغازین با حاج هوشنگ یاری است. قبلا دو بار به حج تمتع مشرف شده ولی احتمالا این اولین باری است که در مراسم دعای کمیل قرآن می خواند. استرس این تلاوت بالاست. بعد از او حاج حمید رمضان پور مناجات خوانی می کند. امشب خواندن دعای کمیل با میثم مطیعی است.

برای ما و همه زایران که فردا باید احرام ببندیم و بر زمین مکه قدم بگذاریم، خواندن دعای کمیل در بین الحرمین فرصتی بی همتاست. سمت چپت بقیع و قبور غریبش قرار گرفته و سمت راستت گنبد سبز رسول الله. و تو هستی و خدای خودت. بعضی ها جوری زمزمه می کنند و اشک می ریزند که انگار هیچ کس دور و برشان نیست. انگار هیچ کس را نمی شناسند. شاید ترسانند از آن روز که هیچ کس آن ها را نمی شناسد!

فرصت داری زیر آسمان پرستاره مدینه، با زیباترین واژه ها و جمله ها، با خدایت راز و نیاز کنی و غفران بخواهی:

اللهم لا أجد لذنوبی غافرا و لا لقبائحی ساترا و لا لشیء من عملی القبیح بالحسن مبدلا غیرک... ظلمت نفسی...

یا مولای فکیف یبقی فی العذاب و هو یرجوا ما سلف من حلمک... هیهات ما ذلک الظن بک...

فرصت داری تا سبک شوی و اندکی سبکبارتر به سوی حرم امن الهی پر بگیری.

دعا تمام می شود و حاج محمدرضا غلامرضا زاده میکروفون را به دست می گیرد. اشعار وداع می خواند، وداع با مدینه. اکثریت مطلق جمع حاضر یکی دو روز پایانی حضورشان در مدینه است. ما اما دلگرمیم که به مدینه برخواهیم گشت، اگر خدا بخواهد.

فردا روز بزرگی است.

 


نظرات
 
 
Deutsch English العربیة @ Copyright,All Rights Reserved for shamim-behesht.ir Design by Abrishamin